کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مقروع | کلماتور
معانی کلمه : مقروع
تلفظ بین المللی :
/mˈaq1ruːʔ/
تلفظ :
[m'aq1Ru:?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ربیعهبن مقروم
قیمت مقطوع
کاسنی مزروع
مروع
مذروع
مزروع
مزروعی
مرقوع
مشروع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
مقروع. [ م َ ] ( ع ص ) کوفته شده. ( آنندراج ). کوفته. کوبیده. کوفته شده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || شتر داغ قَرعه یا قُرعه کرده شده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شتری که بر ساق وی داغ نهاده باشند یا شتر داغ کرده به داغ بینی. ( ناظم الاطباء ). || شتر گزیده به جهت گشنی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). || مهتر قوم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مهترقوم و سید قوم. ( ناظم...
فرهنگ عمید
کوفته شده.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] ۱ - (اِمف . ) کوفته شده . ۲ - (ص . اِ. ) مهتر قوم . ۳ - شتر گزیده .
فرهنگ فارسی
۱ - ( اسم ) کوفته شده کوفته . ۲ - ( صفت اسم ) مهتر قوم . ۳ - شتر گزیده.
کلمات مرتبط
ربیعهبن مقروم
قیمت مقطوع
کاسنی مزروع
مروع
مذروع
مزروع
مزروعی
مرقوع
مشروع
نظرات