مقربة. [ م َ رَ ب َ ] (ع اِ) راه کوتاه . ج ، مقارب و مقاریب . (ناظم الاطباء). و رجوع به مَقْرَب شود.
مقربة. [ م ُ رَ ب َ ] (ع ص ، اِ)اسب ماده ٔ برگزیده . (آنندراج ). اسبی که برای شرف و عزت پیوسته نزدیک خود دارند. (ناظم الاطباء). اسبی که آخور و جای بستن آن را نزدیک گردانند به جهت برگزیدگی آن . (از اقرب الموارد). و رجوع به مُقْرَب شود....
فرهنگ فارسی
اسب ماده برگزیده . اسبی که برای شرف و عزت پیوسته نزدیک خود دارند .
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی مَقْرَبَةٍ: قرابت و خویشاوندی نسبیریشه کلمه: قرب (۹۶ بار)«مَقْرَبَة» به معنای قرابت و خویشاوندی است، و تأکید روی یتیمان خویشاوند نیز به خاطر ملاحظه اولویت ها است، و گرنه همه یتیمان را باید اطعام و نوازش نمود، این نشان می دهد: خویشاوندان در مورد یتیمان فامیل خود مسئولیت سنگین تری دارند. از
این گذشته، سوء استفاده هایی که مخصوصاً در آن عصر در این زمینه نسبت به اموال یتیمان خویشاوند...