معانی کلمه : مقراضی
لغت نامه دهخدا
مقراضی . [ م ِ ضی ی ] (ص نسبی ) منسوب است به مقراض که نام اجدادی است . (ازانساب سمعانی ).
چو سوزن ، سنان سینه را دوخته
ز مقراضه مقراضی آموخته .

مقراضی . [ م ِ ضی ی ] (ص نسبی ) منسوب است به مقراض که نام اجدادی است . (ازانساب سمعانی ).