مقر. [ م َ ق َ ] (ع مص ) ترش شدن شیر. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || سخت تلخ شدن . (تاج المصادر بیهقی ). تلخ شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
اقرارکننده؛ اعترافکننده.
جای قرار گرفتن و ماندن؛ جای قرار و آرام؛ قرارگاه.
(مَ قَ رّ) [ ع . ] (اِ.) آرامگاه ، جای قرار.
(مُ قِ رّ) [ ع . ] (اِفا.) اعتراف کننده ، اقرار - کننده .
خستو، قایل، معترف، اقرارکننده ≠ منکر
جا، جایگاه، ستاد، قرارگاه، مرکز، مکان، موضع
ستاد، پایگاه