کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مقذحر
تلفظ بین المللی :
/maq1ˈazhar/
تلفظ :
[maq1'azhaR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مقدحر
مقذر
مقذعر
روش خوشه متحرک
زیرنویس متحرک
سکوی متحرک جمع آوری
سکوی متحرک جمع آوری اطلاعات
سیرگاه متحرک
بال متحرک
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مقذحر. [ م ُ ذَ ح ِرر ] ( ع ص ) مرد آماده دشنام و بدی را که پیوسته خشمناک و بینی پرباد باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مقذعر. ( اقرب الموارد ). مقدحر. و رجوع به مقدحر شود.
کلمات مرتبط
مقدحر
مقذر
مقذعر
روش خوشه متحرک
زیرنویس متحرک
سکوی متحرک جمع آوری
سکوی متحرک جمع آوری اطلاعات
سیرگاه متحرک
بال متحرک
نظرات