معانی کلمه : مقتدی
لغت نامه دهخدا
مقتدی . [ م ُ ت َ ] (اِخ ) رجوع به مدخل بعد شود.
فرهنگ عمید
اقتدا کننده، پیروی کننده.
فرهنگ معین
(مُ تَ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - پیروی کننده . ۲ - کسی که پشت سر امام جماعت نماز خواند.
فرهنگ فارسی
عبدالله المقتدی بامرالله بیست و هفتمین خلیفه عباسی که از ۴۶۷ تا ۴۹۴ ه.ق . خلافت کرد .
( اسم ) ۱ - پیروی کننده . ۲ - کسی که پشت سرامام جماعت نماز خواند .
پیروی کننده پیروی کننده و اقتدا کننده
( اسم ) ۱ - پیروی کننده . ۲ - کسی که پشت سرامام جماعت نماز خواند .
پیروی کننده پیروی کننده و اقتدا کننده
