معانی کلمه : مقبوله
لغت نامه دهخدا
مقبولة.[ م َ ل َ ] (ع ص ) تأنیث مقبول . ج ، مقبولات . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به مقبول و مقبولات شود.
( مقبولة ) مقبولة.[ م َ ل َ ] ( ع ص ) تأنیث مقبول. ج ، مقبولات. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به مقبول و مقبولات شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث مقبول
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: maqbule) (عربی) (مؤنث مَقبول) ، مورد قبول ، پذیرفته شده ؛ دلنشین ، دوست داشتنی ، زیبا ؛ خوشایند ، مطلوب .
اسم: مقبوله (دختر) (عربی) (تلفظ: maqbule) (فارسی: مَقبوله) (انگلیسی: maghbule)
معنی: مورد قبول، پذیرفته شده، ( مؤنث مَقبول )، دلنشین، دوست داشتنی، زیبا، خوشایند، مطلوب
معنی: مورد قبول، پذیرفته شده، ( مؤنث مَقبول )، دلنشین، دوست داشتنی، زیبا، خوشایند، مطلوب
