معانی کلمه : مقاوم سازی الکترومغناطیسی
فرهنگ فارسی
اقداماتی برای حفاظت از کارکنان و تأسیسات و تجهیزات در مقابل اثرات ناخوشایند انرژی الکترومغناطیسی ازطریق پالایش و تضعیف و عایقبندی و اتصال به زمین
فرهنگستان زبان و ادب
{electromagnetic hardening} [علوم نظامی] اقداماتی برای حفاظت از کارکنان و تأسیسات و تجهیزات در مقابل اثرات ناخوشایند انرژی الکترومغناطیسی ازطریق پالایش و تضعیف و عایق بندی و اتصال به زمین
