Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مقاطعه کاری کردن

تلفظ بین المللی : /mˌoq1ɑtˌeʔekˈɑri kˈardan/ تلفظ :‌ [m,oq1At,e?ek'ARi k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • مقاطعه کاری
  • مقاطعه کاری فرعی
  • مقاطعه کار
  • کار از روی مقاطعه
  • مقاطعه کار فرعی
  • مقاطعه کار کفن ودفن
  • مزارعه کار
  • مقاطعهکار
  • مقاطعه
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

contract (فعل)
منقبض کردن، منقبض شدن، قرارداد بستن، مقاطعه کاری کردن، کنترات کردن، مخفف کردن

job (فعل)
مقاطعه کاری کردن، دلالی کردن

کلمات مرتبط

  • مقاطعه کاری
  • مقاطعه کاری فرعی
  • مقاطعه کار
  • کار از روی مقاطعه
  • مقاطعه کار فرعی
  • مقاطعه کار کفن ودفن
  • مزارعه کار
  • مقاطعهکار
  • مقاطعه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات