معانی کلمه : مقاطع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مَقطع#NAME?
= مَقطع
فرهنگ معین
(مَ طِ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ مقطع .
فرهنگ فارسی
جمع مقطع
( اسم ) مقاطعه کننده مقاطعه کار پیمانکار : [ میرزا علی خان امین الدوله را که از جانب دولت ابد آیت مباشر ترویج این سبک مخصوص ( پست ) و مقاطع عمل این شغل منظم است ... ] ( الماثر و الاثار . ۹۵ )
قطع کننده یا چیزی را به اجازه گیرنده
( اسم ) مقاطعه کننده مقاطعه کار پیمانکار : [ میرزا علی خان امین الدوله را که از جانب دولت ابد آیت مباشر ترویج این سبک مخصوص ( پست ) و مقاطع عمل این شغل منظم است ... ] ( الماثر و الاثار . ۹۵ )
قطع کننده یا چیزی را به اجازه گیرنده
دانشنامه عمومی
مقاطع، روستایی از توابع بخش مینو شهرستان خرمشهر در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان جزیره مینو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۴۵ نفر (۷۱خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان جزیره مینو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۴۵ نفر (۷۱خانوار) بوده است.
wiki: مقاطع
مترادف و متضاد
برشها
مقطعها
۱. مقطعها
۲. برشها
