Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مقابل کوب

تلفظ بین المللی : /moq1ˈɑbel kˈuːb/ تلفظ :‌ [moq1'Abel k'u:b]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مقابل
  • مقابل شدن
  • مقابل کاسبرگی
  • مقابل گلبرگی
  • فرض مقابل
  • کِشَند مقابل
  • نادر مقابل
  • الت مقاوم در مقابل برق
  • در مقابل
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مقابل کوب. [ م ُ ب ِ ] ( نف مرکب ، اِ مرکب ) چیزی که مقابل خود را از روی بلندی یا خوبی پست سازد. ( آنندراج ). قلعه ای که در مقابل قلعه سازند موقت ، گرفتن و تسخیر اولی را. باره و قلعه ای که در برابر قلعه راست کنند تا از آنجا توانند آن را با منجنیقها ویران کرد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : فوجی از امرا و سپاهیان را به ساختن مقابل کوب و محاصره آن جمع منکوب مأمور ساختند. ( حبیب السیر چ قدیم تهران ...

فرهنگ فارسی

چیزی که مقابل خود را از روی بلندی یا خوبی پست سازد .

کلمات مرتبط

  • مقابل
  • مقابل شدن
  • مقابل کاسبرگی
  • مقابل گلبرگی
  • فرض مقابل
  • کِشَند مقابل
  • نادر مقابل
  • الت مقاوم در مقابل برق
  • در مقابل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات