معانی کلمه : مفلوکی
لغت نامه دهخدا
مفلوکی. [ م َ ] ( حامص ) صفت مفلوک. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). بیچارگی. بدبختی. پریشانی. تهیدستی. و رجوع به مفلوک شود.
مترادف و متضاد
ادبار، بدبختی، بیچارگی، فلاکتزدگی، نامرادی

ادبار، بدبختی، بیچارگی، فلاکتزدگی، نامرادی