Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مفسخ

تلفظ بین المللی : /mˈafsax/ تلفظ :‌ [m'afsax]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • انجمن اثار و مفاخر فرهنگی
  • ماسخ
  • مسخ
  • مسخ شدن
  • مسخ کردن
  • مسخر
  • مسخر ساختن
  • مسخر شدن
  • مسخر کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مفسخ. [ م ُ ف َس ْ س ِ ]( ع ص ) نام دردی است که صاحبش چنان پندارد که آن عضورا پاره پاره می کنند. ( غیاث ) ( آنندراج ). المی است که گویی موضع آن از هم بازمی شود. ( ذخیره خوارزمشاهی ).یکی از پانزده وجعی که دارای اسم هستند. شیخ الرئیس در قانون ، در «الاوجاع التی لها اسماء» گوید: سبب الوجع المفسخ هو مادة ما تتخلل بین العضل و غشائها فتمتد الغشاء بل العضلة. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا )....

فرهنگ فارسی

نام دردی است که صاحبش چنان پندارد که آن عضو را پاره پاره می کنند .

کلمات مرتبط

  • انجمن اثار و مفاخر فرهنگی
  • ماسخ
  • مسخ
  • مسخ شدن
  • مسخ کردن
  • مسخر
  • مسخر ساختن
  • مسخر شدن
  • مسخر کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات