معانی کلمه : مفرح
لغت نامه دهخدا
مفرح . [ م ُ رِ ] (ع ص ) شادمانی آورنده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). و رجوع به افراح شود.
فرهنگ عمید
۱. فرح آور، شاد کننده، شادی بخش.
۲. (اسم ) (طب قدیم ) داروی مقوی قلب.
۲. (اسم ) (طب قدیم ) داروی مقوی قلب.
فرهنگ معین
(مُ فَ رِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) شادی آور، فرح بخش .
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: mofarreh) (عربی) شادی آور ، نشاط آور ؛ (در پزشکی قدیم) داروی تقویت کنندهی قلب و دماغ .
اسم: مفرح (دختر) (عربی) (تلفظ: mofarreh) (فارسی: مفَرِح) (انگلیسی: mofarreh)
معنی: فرح آور، شاد کننده، شادی بخش، ( طب قدیم ) داروی مقوی قلب، شادی آور، نشاط آور، ( در پزشکی قدیم ) داروی تقویت کننده ی قلب و دماغ
معنی: فرح آور، شاد کننده، شادی بخش، ( طب قدیم ) داروی مقوی قلب، شادی آور، نشاط آور، ( در پزشکی قدیم ) داروی تقویت کننده ی قلب و دماغ
مترادف و متضاد
محظوظ
باصفا، شادیآور، شادیبخش، فرحبخش، نشاطآور، نشاطانگیز، نزهتبخش، نزه ≠ بیصفا
۱. باصفا، شادیآور، شادیبخش، فرحبخش، نشاطآور، نشاطانگیز، نزهتبخش، نزه
۲. محظوظ ≠ بیصفا
enlivening (صفت)
مفرح
فرهنگ فارسی ساره
دلگشا، شادی بخش
