Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مفخم

تلفظ بین المللی : /mˈafxam/ تلفظ :‌ [m'afxam]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مفخم ناصر
  • مفخم پایان لطف الله
  • صمیمی مفخم کامبیز
  • ارامگاه سردار مفخم
  • امیر مفخم بختیاری
  • عمارت امیر مفخم بختیاری
  • عمارت اینه خانه مفخم
  • عمارت سردار مفخم
  • عمارت سردار مفخم قزوین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مفخم. [ م ُ ف َخ ْ خ َ ] ( ع ص ) بزرگ داشته شده. ( غیاث ) ( آنندراج ). تعظیم کرده شده. دارای جلال و سرافرازی. بزرگ. بزرگوار. کلان. ( از ناظم الاطباء ). معظم. موقر. ( اقرب الموارد ). || پهن و آشکار تلفظ شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تفخیم شود.

فرهنگ عمید

۱. بزرگ داشته شده.
۲. بزرگ قدر، بزرگوار.

فرهنگ معین

(مُ فَ خَّ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - بزرگ داشته شده . ۲ - بزرگوار، بزرگ .

فرهنگ فارسی

بزرگ داشته شده، مرد بزرگ قدر، بزرگوار
۱ - ( اسم ) مرد بزرگ داشته ۲ - ( صفت ) مرد بزرگوار : [ استاد معظم مفخم ]

مترادف و متضاد

ارجمند، امجد، بزرگوار، فخیم، گرامی، محترم


کلمات مرتبط

  • مفخم ناصر
  • مفخم پایان لطف الله
  • صمیمی مفخم کامبیز
  • ارامگاه سردار مفخم
  • امیر مفخم بختیاری
  • عمارت امیر مفخم بختیاری
  • عمارت اینه خانه مفخم
  • عمارت سردار مفخم
  • عمارت سردار مفخم قزوین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات