معانی کلمه : مفتوح
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. گشوده شده، باز شده.
۲. کلمه ای که دارای فتحه باشد.
۲. کلمه ای که دارای فتحه باشد.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - بازشده ، گشاده شده . ۲ - کلمه ای که دارای فتحه باشد.
فرهنگ فارسی
گشوده شده، بازشده ، وکلمهای که دارای فتحه باشد
۱ - ( اسم ) باز شده گشوده . ۲ - تصرف شده فتح شده . ۳ - ( صفت ) باز . ۴ - حرفی که فتحه ( زبر ) دارد.
۱ - ( اسم ) باز شده گشوده . ۲ - تصرف شده فتح شده . ۳ - ( صفت ) باز . ۴ - حرفی که فتحه ( زبر ) دارد.
گویش مازنی
باز
مترادف و متضاد
فتحهدار
فتحشده، متصرفشده، مسخر
باز، گشاده، گشوده، واز ≠ مسدود
۱. باز، گشاده، گشوده، واز
۲. فتحشده، متصرفشده، مسخر
۳. فتحهدار ≠ مسدود
فرهنگ فارسی ساره
باز
