کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مفتری | کلماتور
معانی کلمه : مفتری
تلفظ بین المللی :
/moftˈari/
تلفظ :
[moft'aRi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مفتریات
المفترین
سامانۀ اندازه گذاری متری
سیارۀ مشتری سان
طیف ماتریس
کاخ مشتری
کهاددترمینان ماتریس
کوته نام دسترسی مشتری
متری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
مفتری .
[ م ُت َ را ] (ع ص ) دروغین . مجعول . بربافته
:
ای برترین مقام ملائک بر آسمان
با منصب تو زیرترین پایه ٔ علا
شعر آورم به حضرت عالیت زینهار
با وحی آسمان چه زند سحر مفتری .
سعدی (کلیات چ مصفا ص
679
).
ورجوع به مفتریات شود.
مفتری . [ م ُ ت َ ] (...
فرهنگ عمید
کسی که به دیگری افترا ببندد، تهمت زننده.
فرهنگ معین
(مُ تَ ) [ ع . ] (اِفا. ) افتراء زننده ، تهمت زننده .
فرهنگ فارسی
کسی که بدیگری افترائ ببندد، تهمت زننده
دروغین بر بافته
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
افترازن، دروغزن، نمام
calumniator (اسم)ساعی، مفتری، افترا زنندهslanderer (اسم)مفتریtraducer (اسم)مفتری، شخص بدگو، تهمت زن، بهتان زن...
کلمات مرتبط
مفتریات
المفترین
سامانۀ اندازه گذاری متری
سیارۀ مشتری سان
طیف ماتریس
کاخ مشتری
کهاددترمینان ماتریس
کوته نام دسترسی مشتری
متری
نظرات