معانی کلمه : مفت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
آنچه بی زحمت و بدون دادن پول و عوض به دست آید، رایگان.
فرهنگ معین
(مُ ) (ص ) ۱ - رایگان ، بدون مزد. ۲ - مجازاً: هر چیز لغو و بیهوده . ، ~چنگ کسی (کن . ) ارزانی او، مال او.
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کمارزش، ارزان
بیهوده، لاطائل، مزخرف
رایگان، مجانی، ناخریده ≠ بمزد، گران
۱. رایگان، مجانی، ناخریده
۲. کمارزش، ارزان
۳. بیهوده، لاطائل، مزخرف ≠ بمزد، گران
