معانی کلمه : مغیره
لغت نامه دهخدا
مغیرة. [ م ُ رَ ] (اِخ ) ابن شعیب التمیمی . او راست : کتاب قرائت کسائی . (از ابن الندیم ).
مغیرة. [ م ُ رَ ] (اِخ ) رجوع به ابوسفیان مغیرةبن حارث و ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث مغیر جمع : مغیرات
ابن ولید بن معاویه این هشام یکی از امرای بنی امیه در اندلس است .
ابن ولید بن معاویه این هشام یکی از امرای بنی امیه در اندلس است .
