Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مغن

تلفظ بین المللی : /mˈaq1n/ تلفظ :‌ [m'aq1n]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنیگویش دزفولی
  • ام مغن
  • دیرینه عرض مغناطیسی
  • دیرینه مغناطیس
  • رصدخانۀ مغناطیسی
  • روش زمین مغناط برقی
  • روش قطبش القایی مغناطیسی
  • روش مقاومت ویژۀ مغناسنجشی
  • زم مغناطیسی
  • زمین ساخت مغناطیس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنیگویش دزفولی

لغت نامه دهخدا

مغن . [ م ُ غ َ ] (اِ) آتش پرستان . (آنندراج ). و رجوع به مغ و مغان شود.

مغن . [ م ُ غ ِن ن ] (ع ص ) رودبار بسیارعلف . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

مغن . [ م َ ] (معرب ،اِ) یکی از مواد شیمیایی (بی اکسید منگنز) که در ساختن لعاب قهوه ای به کار می رود. مغن در کوههای اطراف تهران و نایین وجود دارد. (...

فرهنگ فارسی

( اسم ) یکی از مواد شیمیایی که در ساختن لعاب قهوه یی بکار رود . مغن در کوههای اطراف تهران و نایین وجود دارد.
رود بار بسیار علف

گویش مازنی

مانند

سنگ دل – بی رحم

/maghen/ سنگ دل – بی رحم & مانند

گویش دزفولی

مانند


کلمات مرتبط

  • ام مغن
  • دیرینه عرض مغناطیسی
  • دیرینه مغناطیس
  • رصدخانۀ مغناطیسی
  • روش زمین مغناط برقی
  • روش قطبش القایی مغناطیسی
  • روش مقاومت ویژۀ مغناسنجشی
  • زم مغناطیسی
  • زمین ساخت مغناطیس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات