معانی کلمه : مغلق
لغت نامه دهخدا
از فضل به یک حدیث او الکن
بگشاید صد در مغلق را.
و رجوع به تغلیق و مغلق شود.
فرهنگ عمید
۱. دشوار، مبهم.
۲. [قدیمی] بسته شده.
۲. [قدیمی] بسته شده.
فرهنگ معین
(مُ لَ ) [ ع . ] (اِمف . ) مشکل ، دشوار، غامض .
فرهنگ فارسی
بسته شده ، کلام مغلق: سخنی که فهم آن دشوارباشد، سخن پیچیده ومشکل
۱ - ( اسم ) بسته شده ( در و مانند آن ) . ۲ - ( صفت ) دشوار سخت مشکل : [ عبارت مغلق ] .
بسته مغلق
۱ - ( اسم ) بسته شده ( در و مانند آن ) . ۲ - ( صفت ) دشوار سخت مشکل : [ عبارت مغلق ] .
بسته مغلق
مترادف و متضاد
ابهامآمیز، پیچیده، دشوار، سخت، صعب، غامض، مبهم، مشکل، معقد ≠ ساده، سهل
abstruse (صفت)
مغلق، پیچیده، غامض، پنهان
