معانی کلمه : مغلطه کردن
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م . ) در اشتباه انداختن .
مترادف و متضاد
سفسطه کردن، به غلط انداختن
fake out (فعل)
مغلطه کردن
mislead (فعل)
فریب دادن، مغلطه کردن، گمراه کردن، مشتبه کردن، باشتباه انداختن
واژه نامه بختیاریکا
کلا کورو کردِن
