Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مغسول

تلفظ بین المللی : /mˈaq1suːl/ تلفظ :‌ [m'aq1su:l]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • لاک مغسول
  • ذات مغول
  • رسید مرسوله
  • رهسپاری مرسولات پُستی
  • غزال ـ بز مغولی
  • قزل قلعه موسولانلو
  • گور مغول
  • ماسوله
  • مرسول
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مغسول. [ م َ ] ( ع ص ) شسته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). شسته شده. غسل داده شده و پاک شده. ( از ناظم الاطباء ). غسیل. ( اقرب الموارد ):ثوب مغسول ؛ جامه شسته. ( مهذب الاسماء ) : ز دست گریه کتابت نمی توانم کردکه می نویسم و در حال می شود مغسول.سعدی.|| سیکی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): شراب مغسول ؛ شراب مثلث. ( بحر الجواهر، یادداشت ایضاً ). || خیس شده در آب. گذارده شده در آب تا...

فرهنگ عمید

غسل داده شده، شسته شده.

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) غسل داده شده ، پاک شده .

فرهنگ فارسی

غسل داده شده، شسته شده
( اسم ) ۱ - شسته شده غسل داده .

کلمات مرتبط

  • لاک مغسول
  • ذات مغول
  • رسید مرسوله
  • رهسپاری مرسولات پُستی
  • غزال ـ بز مغولی
  • قزل قلعه موسولانلو
  • گور مغول
  • ماسوله
  • مرسول
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات