Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مغزجوش

تلفظ بین المللی : /maq1ˈazdʒuːʃ/ تلفظ :‌ [maq1'azdZu:S]
لغت نامه دهخدا
  • ریل بند مغزگوشه
  • مرزجوش
  • مغز جوش
  • تراورس مغزگوشه
  • مازوشیسم
  • مزجور
  • مرجان مغزگون
  • مرزنجوش
  • مغزور
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مغزجوش . [ م َ ] (نف مرکب ) به جوش آورنده ٔ مغز. شوراننده ٔ مغز :
ساقی می مغزجوش درده
جامی به صلای نوش درده .

نظامی .



کلمات مرتبط

  • ریل بند مغزگوشه
  • مرزجوش
  • مغز جوش
  • تراورس مغزگوشه
  • مازوشیسم
  • مزجور
  • مرجان مغزگون
  • مرزنجوش
  • مغزور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات