Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مغتذی

تلفظ بین المللی : /maq1tˈazi/ تلفظ :‌ [maq1t'azi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • کلان مغذی
  • گسترۀ پذیرفتنی کلان مغذی
  • متذیل
  • محلول مُغَذی روده رس
  • مادۀ مغذی
  • مادۀ مغذی پایدار
  • مادۀ مُغَذی شاخص
  • مادۀ مُغَذی ناگوارده
  • مغتذر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مغتذی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) غذایابنده. ( غیاث )( آنندراج ). پرورش یافته. ( ناظم الاطباء ) :
زنده از تود شاد از تو عایلی
مغتذی بیواسطه بی حاملی.
مولوی ( مثنوی چ خاور ص 158 ).

فرهنگ عمید

غذا خورنده.

فرهنگ معین

(مُ تَ) [ ع . ] (اِفا.) غذا خورنده ، خورنده .

(مُ تَ ذا) [ ع . ] 1 - (اِمف .) خورده شده . 2 - (اِ.) در فارسی : غذا، خوراک .

(مُ تَ ذا ) [ ع . ] ۱ - (اِمف . ) خورده شده . ۲ - (اِ. ) در فارسی : غذا، خوراک .
(مُ تَ ) [ ع . ] (اِفا. ) غذا خورنده ، خورنده .

فرهنگ فارسی

( اسم ) غذا خورنده خورنده .
غذا یابنده پرورش یافته

کلمات مرتبط

  • کلان مغذی
  • گسترۀ پذیرفتنی کلان مغذی
  • متذیل
  • محلول مُغَذی روده رس
  • مادۀ مغذی
  • مادۀ مغذی پایدار
  • مادۀ مُغَذی شاخص
  • مادۀ مُغَذی ناگوارده
  • مغتذر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات