مغافصة. [ م ُ ف َ ص َ ] (ع مص ) ناگاه گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ). به ناگاه گرفتن و بر غفلت کسی را آمدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.
مغافصه . [ م ُ ف َ ص َ / ف ِ ص ِ ] (از ع ، مص ) مغافصة. به ناگاه گرفتن : ایزدتعالی دیده ٔ دلهای ما را به کحل بیداری و هشیاری روشن می دارد تا از مغافصه ٔ قهر او متنبه...
فرهنگ عمید
۱. ناگاه بر کسی درآمدن. ۲. بی خبر حمله بردن.
فرهنگ فارسی
ناگهان ناگهانی : [ اگتای قا آن مواطات کرده با چند شاهزاده همداستان شدند که مغافصه غدری نمایند . ] ( تاریخ وصاف . چا . لیدن ۲۲ ) ناگهان ناگهانی