معانی کلمه : مغار
لغت نامه دهخدا
مغار. [ م ُ ] (ع مص ) (از «غ ور») تاخت و تاراج کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
مغار. [ م َ غارر ] (ع ص ، اِ) ج ِ مُغارّ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به ماده ٔ قبل شود.
فرهنگ عمید
غار١#NAME?
= غار١
فرهنگ معین
(مَ) [ ع . ] (اِ.) مغاره ، غار، شکاف وسیع و عمیق در کوه .
(مُ) (اِ.) نوعی ابزار که از آن در منبت و کنده کاری روی چوب استفاده می کنند.
(مَ ) [ ع . ] (اِ. ) مغاره ، غار، شکاف وسیع و عمیق در کوه .
(مُ ) (اِ. ) نوعی ابزار که از آن در منبت و کنده کاری روی چوب استفاده می کنند.
(مُ ) (اِ. ) نوعی ابزار که از آن در منبت و کنده کاری روی چوب استفاده می کنند.
فرهنگ فارسی
مغاره: شکاف وسیع وعمیق درکوه، کهف، مغاور و مغارات جمع
( اسم ) غار مغاره شکفت کهف .
جمع مغار
( اسم ) غار مغاره شکفت کهف .
جمع مغار
دانشنامه عمومی
مختصات: ۳۸°۳۶′۴۱″ شمالی ۴۷°۲۶′۴۹″ شرقی / ۳۸٫۶۱۱۳۹°شمالی ۴۷٫۴۴۶۹۴°شرقی / 38.61139; 47.44694مغار یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان ورگهان بخش مرکزی شهرستان اهر واقع شده است.
درگاه ملی آمار
درگاه ملی آمار
wiki: مغار
گویش مازنی
غار وسیع و بزرگ
/maghghaar/ غار وسیع و بزرگ
