Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مغ

تلفظ بین المللی : /mˈoq1/ تلفظ :‌ [m'oq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • مغ اندیش
  • مغ زاده
  • مغ سرا
  • مغ صفت
  • مغ کب
  • مغ بچه
  • مغ کشی
  • مغ احمد
  • مغ احمد بالا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مغ. [ م ِ] (اِ) مخفف میغ است و آن بخاری است تیره و ملاصق زمین . (برهان ) (آنندراج ). میغ و ابر. (ناظم الاطباء).

مغ. [ م ُ ] (اِخ ) دهی از بخش سرباز شهرستان ایرانشهر است و 150 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8)....

فرهنگ عمید

پیشوای مذهبی زردشتی؛ مرد روحانی زردشتی.

۱. گود؛ ژرف؛ عمیق.
۲. (اسم) رودخانه.

۱. گود، ژرف، عمیق.
۲. (اسم ) رودخانه.
پیشوای مذهبی زردشتی، مرد روحانی زردشتی.

فرهنگ معین

(مَ یا مُ) [ اَوِس . ] (اِ.) پیشوای مذهبی زرتشتیان .

(مَ) [ په . ] 1 - (ص .) عمیق ، ژرف . 2 - (اِ.) گودال .

(مَ یا مُ ) [ اَوِس . ] (اِ. ) پیشوای مذهبی زرتشتیان .
(مَ ) [ په . ] ۱ - (ص . ) عمیق ، ژرف . ۲ - (اِ. ) گودال .

فرهنگ فارسی

مردروحانی، زرتشتی، پیشوای مذهبی زرتشتی، مغان جمع، گود، ژرف، عمیق ، به معنی رودخانه هم گفته شده( اسم ) ۱ - فردی از قبیله مغان . ۲ - موبد زردشتی : [ ز جمع فلسفیان با مغی بدم پیکار نگر که ماند ز پیکار در سخن بیکار . ] ( اسدی طوسی . مجمع الصفحائ . چا . قد . ژرف مصفا. ۳ ) ۲۹۳ - زردشتی ( بطور اعم ): ( همچون کلاه گوشه نو شیروان مغ بر زد هلال سر ز پس کوه بید واز . ] ( رودکی یاولوالجی . امثال و حکم دهخدا ج...

دانشنامه عمومی

[مُ] طایفه ای از مادها بودند که اجرای امورات مذهبی را بر عهده داشتند.

مُغ (جمع آن مُغان) به معنی روحانی ایرانی است و در طول تاریخ داری سه نوع بوده است. مغ میترایی، مغ مادی و مغ زرتشتی. بنا به روایتی در اصل خاندانی از مادها بودند که اجرای امورات مذهبی را بر عهده داشتند. با روی کار آمدن هخامنشیان مغان همچنان تولیت امور مذهبی را حفظ کردند و عرصهٔ فعالیت آن ها دیگر منحصر به مردمان ماد نبود. در د...

گویش مازنی

سوراخ حفره

/magh/ سوراخ حفره

مترادف و متضاد

گبر، مجوس

ژرف، عمیق، گود

ژرفا، عمق، گودی

موبد، روحانی زرتشتی، کاتوزی

۱. ژرف، عمیق، گود
۲. ژرفا، عمق، گودی

۱. گبر، مجوس
۲. موبد، روحانی زرتشتی، کاتوزی

magus (اسم)جادو گر، مغ، مجوسfire worshipper (اسم)مغ، پارسی، اتش پرست...

کلمات مرتبط

  • مغ اندیش
  • مغ زاده
  • مغ سرا
  • مغ صفت
  • مغ کب
  • مغ بچه
  • مغ کشی
  • مغ احمد
  • مغ احمد بالا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات