معانی کلمه : معیوب شدن
لغت نامه دهخدا
معیوب شدن. [ م َع ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )عیب ناک شدن. عیب پیدا کردن. دارای عیب و نقص شدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) دارای عیب و نقص شدن عیب ناک شدن .
مترادف و متضاد
۱. عیبناک شدن، عیبدار شدن
۲. آهمند شدن
۳. ناقص شدن

۱. عیبناک شدن، عیبدار شدن
۲. آهمند شدن
۳. ناقص شدن