معانی کلمه : معنی شناس
لغت نامه دهخدا
معنی شناس. [ م َ ش ِ ] ( نف مرکب ) شناسنده معنی. آنکه معانی نیک و بد را از هم بازشناسد. آنکه حقایق امور را درک کند :
جهاندار گفتش که صاحب قیاس
چنین آرد از رای معنی شناس.ز هر دانشی کو بود در قیاس
وزو گردد اندیشه معنی شناس.
جهاندار گفتش که صاحب قیاس
چنین آرد از رای معنی شناس.ز هر دانشی کو بود در قیاس
وزو گردد اندیشه معنی شناس.
فرهنگ فارسی
متخصص در علم معنیشناسی متـ . معناشناس
شناسنده معنی آنکه معانی نیک و بد را از هم باز شناسد .
فرهنگستان زبان و ادب
{semanticist} [زبان شناسی] متخصص در علم معنی شناسی
متـ . معناشناس
