کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : معمولات
تلفظ بین المللی :
/maʔmˈuːlɑt/
تلفظ :
[ma?m'u:lAt]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
محمولات
معقولات
معلولات
معمولا
معمولان
پولک گردی که معمولا از طلا است
معمولا به وسیله سوزاندن
معمولاً
اضافات گوشه نان که معمولا مصرف نمی شود
فرهنگ فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع معموله ( معمول ) ۱ - عمل شده ها. ۲ - متداولات . ۳ - مصنوعات .
کلمات مرتبط
محمولات
معقولات
معلولات
معمولا
معمولان
پولک گردی که معمولا از طلا است
معمولا به وسیله سوزاندن
معمولاً
اضافات گوشه نان که معمولا مصرف نمی شود
نظرات