کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه معمول-به | کلماتور
معانی کلمه : معمول به
تلفظ بین المللی :
/mˈaʔmuːl bˈeː/
تلفظ :
[m'a?mu:l b'e:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
از علت به معلول پی بردن
پی بردن از کل به جزء یا از علت به معلول
معمولا به وسیله سوزاندن
زن معمولی غیرمتعلق به خانواده نجیب یا خان یا اصالتمند
اتحاد عاقل به معقول
استعاره محسوس به معقول
استعاره معقول به محسوس
استعاره معقول به معقول
تشبیه محسوس به معقول
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
معمول به. [ م ُ لُن ْ ب ِه ْ ] ( ع ص مرکب ) عمل شده بدان. مرسوم. متداول.
فرهنگ فارسی
۱- عمل شده بدان مورد عمل ۲ - متداول مرسوم .
عمل شده بدان مرسوم
کلمات مرتبط
از علت به معلول پی بردن
پی بردن از کل به جزء یا از علت به معلول
معمولا به وسیله سوزاندن
زن معمولی غیرمتعلق به خانواده نجیب یا خان یا اصالتمند
اتحاد عاقل به معقول
استعاره محسوس به معقول
استعاره معقول به محسوس
استعاره معقول به معقول
تشبیه محسوس به معقول
نظرات