معانی کلمه : معماری
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
← معماری رایانه
1. هنر طراحی و ساخت بنا 2. یکی از شاخههای مهندسی که موضوع آن طراحی و ساختِ بناهاست
دانشنامه عمومی
نقل قول
مترادف و متضاد
architecture (اسم)
فن معماری، معماری، سبک معماری، مهرازی
architectural (صفت)
معماری، وابسته به معماری
فرهنگ فارسی ساره
آبادگری، رازی گری، مهراز
فرهنگستان زبان و ادب
{architecture} [هنرهای تجسمی] 1. هنر طراحی و ساخت بنا
2. یکی از شاخه های مهندسی که موضوع آن طراحی و ساختِ بناهاست
