معانی کلمه : معلومات
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مجموعۀ آگاهی ها و اطلاعات.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) ج . معلوم ، دانسته ها، مجموعة آگاهی ها.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع معلومه ( معلوم ) : خلاقی که معلومات مبدعات فطرتش از کمال قدرت او یک داستان است .
مترادف و متضاد
آگاهی، اطلاعات، بینش، سواد، مایه
information (اسم)
خبر، اطلاع، اخبار، سوابق، اطلاعات، مفروضات، سراغ، معلومات، اگاهگان، پرسشگاه، استخبار
witting (اسم)
ذکاوت، قضاوت، هوش، اطلاعات، معلومات، دانش، تعمد
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
دانسته ها
