Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : معقولی

تلفظ بین المللی : /maʔq1ˈuːli/ تلفظ :‌ [ma?q1'u:li]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • امیر معقولی
  • رضا معقولی
  • معقولیت
  • ازمون معقولیت
  • آزمون معقولیت
  • روغن زیتون بکر معمولی
  • رژیم معمولی
  • زان معمولی
  • زنبورخوار معمولی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

معقولی. [ م َ ] ( حامص ) معقولیت و شایستگی و لیاقت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

۱ - مودب بودن . ۲ - شایستگی .

کلمات مرتبط

  • امیر معقولی
  • رضا معقولی
  • معقولیت
  • ازمون معقولیت
  • آزمون معقولیت
  • روغن زیتون بکر معمولی
  • رژیم معمولی
  • زان معمولی
  • زنبورخوار معمولی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات