کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : معقولی
تلفظ بین المللی :
/maʔq1ˈuːli/
تلفظ :
[ma?q1'u:li]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
امیر معقولی
رضا معقولی
معقولیت
ازمون معقولیت
آزمون معقولیت
روغن زیتون بکر معمولی
رژیم معمولی
زان معمولی
زنبورخوار معمولی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
معقولی. [ م َ ] ( حامص ) معقولیت و شایستگی و لیاقت. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
۱ - مودب بودن . ۲ - شایستگی .
کلمات مرتبط
امیر معقولی
رضا معقولی
معقولیت
ازمون معقولیت
آزمون معقولیت
روغن زیتون بکر معمولی
رژیم معمولی
زان معمولی
زنبورخوار معمولی
نظرات