معانی کلمه : معطوف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. مورد نظر و توجه واقع شده.
۲. (ادبی ) در دستور زبان، کلمه ای که به کلمۀ ماقبل خود عطف شود.
۳. [قدیمی] پیچانده شده، خمیده، مایل گشته.
۲. (ادبی ) در دستور زبان، کلمه ای که به کلمۀ ماقبل خود عطف شود.
۳. [قدیمی] پیچانده شده، خمیده، مایل گشته.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - پیچیده شده ، مایل شده . ۲ - مورد توجه و نظر واقع شده .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
پیچانده شده، خمیده ومایل گشته ، موردنظروتوجه واقع شده ، کلمهای که به کلمه ماقبل خودعطف شود
( اسم ) ۱ - پیجانده شده خمانیده . ۲ - باز گردانده .
پیچانیده شده پیچیده شده
( اسم ) ۱ - پیجانده شده خمانیده . ۲ - باز گردانده .
پیچانیده شده پیچیده شده
مترادف و متضاد
متمایل، متوجه
عطفشده، برگشت
مورد نظر، موردتوجه
۱. مورد نظر، موردتوجه
۲. متمایل، متوجه
۳. عطفشده، برگشت
