Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ معطر کردن

تلفظ بین المللی : /moʔˈattar kˈardan/ تلفظ :‌ [mo?'attaR k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • معطر کردن وبعمل اوردن مشروبات
  • معطل کردن
  • سد معبر کردن
  • معطر
  • معطر ساز
  • معطر کرمانی
  • معطر سازی
  • گیاه معطر
  • ابجو دارای ادویه معطر
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

عطرآگین کردن، خوش‌بو ساختن، عطرآلود کردن

perfume (فعل)معطر کردن، عطر زدنflavour (فعل)معطر کردن، مزه دار کردن، خوش مزه کردن، چاشنی زدن بهaromatize (فعل)معطر کردن، خوشبو ساختنflavor (فعل)معطر کردن، مزه دار کردن، خوش مزه کردن، چاشنی زدن به...

کلمات مرتبط

  • معطر کردن وبعمل اوردن مشروبات
  • معطل کردن
  • سد معبر کردن
  • معطر
  • معطر ساز
  • معطر کرمانی
  • معطر سازی
  • گیاه معطر
  • ابجو دارای ادویه معطر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات