معانی کلمه : معصم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
جایی که دستبند را می بندند، مچ دست.
فرهنگ معین
(مِ صَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - دست بند. ۲ - جایی از دست که دستبند رابندند، مچ دست ، ج . معاصم .
فرهنگ فارسی
مچ دست، جائی که دستبندرامی بندند، معاصم جمع
( اسم ) ۱ - دست بند . ۲ - جایی از دست که دستبند را بندند مچ دست جمع : معاصم .
( اسم ) ۱ - دست بند . ۲ - جایی از دست که دستبند را بندند مچ دست جمع : معاصم .
