کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : معروضه
تلفظ بین المللی :
/maʔrˈuːzeː/
تلفظ :
[ma?R'u:ze:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
صلاه مفروضه
معاوضه
معاوضه کردن
معرضه
معروض
معروض داشتن
معروض علیه
معروضات
معروفه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
معروضه. [ م َ ض َ / ض ِ ] ( از ع ، ص ، اِ ) چیزهای عرضه شده و اظهار شده. || استدعاشده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
چیزهای عرضه شده و اضهار شده
کلمات مرتبط
صلاه مفروضه
معاوضه
معاوضه کردن
معرضه
معروض
معروض داشتن
معروض علیه
معروضات
معروفه
نظرات