معانی کلمه : معدود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. شمرده، شمار شده، شمرده شده.
۲. [مجاز] کم، اندک.
۲. [مجاز] کم، اندک.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - شمرده شده ، حساب شده . ۲ - کم ، اندک .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
شمرده، شماره کرده شده، شمرده شده ، کم، اندک
۱ - ( اسم ) شمرده شده شمار کرده . ۲- ( صفت ) کم اندک قلیل .
۱ - ( اسم ) شمرده شده شمار کرده . ۲- ( صفت ) کم اندک قلیل .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
اندک، انگشتشمار، قلیل، کم ≠ بسیار، کثیر، معتنابه
۱. اندک، انگشتشمار، قلیل، کم ≠ بسیار، کثیر، معتنابه
۲. شمردهشده
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
تیکه نُکه؛ نُکِه
