معتصم . [ م ُ ت َ ص ِ ] (اِخ ) ابن صمادح . رجوع به ابویحیی محمدبن معن بن محمدبن احمد صمادح و اعلام زرکلی ج 3 ص 990 و قاموس الاعلام ترکی شود.
۱. آنچه به آن چنگ زده شده.
۲. (صفت) محفوظ.
۱. چنگزننده به دامن کسی.
۲. دستاندازنده به چیزی برای رستگاری و نجات؛ پناهبرنده.
(تلفظ: moetasem) (عربی) (در قدیم) چنگ در زننده ، پناه برنده ؛ چنگ زننده در چیزی برای استعانت و نجات ، پناه گیرنده ؛ (در اعلام) نام ابو اسحاق محمد بن هارونالرشید هشتمین خلیفهی عباسی .