Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : معتدی

تلفظ بین المللی : /maʔtˈadi/ تلفظ :‌ [ma?t'adi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • المعتدین
  • دُش گواری معدی
  • ذو معدی
  • رخوت زای معدی
  • ساعت معتدل
  • فعل متعدی
  • فعل گذرا، فعل متعدی
  • لولۀ بینی معدی
  • لولۀ معدی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

معتدی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) ستمگر. ( ناظم الاطباء ). ستمکار. ظالم. بیدادگر. متجاوز از حق. ج ، معتدین. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : ولاتعتدوا ان اﷲ لایحب المعتدین. ( قرآن 190/2 ). کذالک نطبع علی قلوب المعتدین. ( قرآن 74/10 ).

فرهنگ عمید

از حد درگذرنده، بیداد کننده.

فرهنگ معین

(مُ تَ ) [ ع . ] (اِفا. ) از حد درگذرنده ، بیداد کننده .

فرهنگ فارسی

ازحددرگذرنده، بیدادکننده
( اسم ) از حد در گذرندهبیداد کننده متعدی : من میدانم که گناهکارم و اگر چه مبتدی نبودهام معتدی هستم .

کلمات مرتبط

  • المعتدین
  • دُش گواری معدی
  • ذو معدی
  • رخوت زای معدی
  • ساعت معتدل
  • فعل متعدی
  • فعل گذرا، فعل متعدی
  • لولۀ بینی معدی
  • لولۀ معدی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات