Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : معاشقه کردن

تلفظ بین المللی : /mˌoʔɑʃˈeq1eː kˈardan/ تلفظ :‌ [m,o?AS'eq1e: k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مداقه کردن
  • در مسابقه حذفی شرکت کردن
  • مُزاقَه کِردن
  • مسابقه بین المللی کدنویسی مبهم به زبان سی
  • معاشقه
  • معاشقه داشتن
  • مراشقه
  • معانقه
  • مفاشقه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

معاشقه کردن. [ م ُ ش َ ق َ / ش ِ ق ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عشقبازی کردن. عشق ورزیدن با یکدیگر. و رجوع به معاشقه شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) عشقبازی کردن .

مترادف و متضاد

عشقبازی کردن، عشقورزی کردن، مهرورزی کردن


کلمات مرتبط

  • مداقه کردن
  • در مسابقه حذفی شرکت کردن
  • مُزاقَه کِردن
  • مسابقه بین المللی کدنویسی مبهم به زبان سی
  • معاشقه
  • معاشقه داشتن
  • مراشقه
  • معانقه
  • مفاشقه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات