Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : معاشرتی

تلفظ بین المللی : /mˌoʔɑʃerˈati/ تلفظ :‌ [m,o?ASeR'ati]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • خوش معاشرتی
  • معاشرت
  • معاشرت داشتن
  • معاشرت کردن
  • ایین معاشرت
  • بی معاشرت و بی امیزش
  • خوش معاشرت
  • عدم رعایت ایین معاشرت
  • علم اداب معاشرت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

معاشرتی. [ م ُ ش َ / ش ِ رَ ] ( ص نسبی ) آنکه با دیگران آمیزش داشته باشد. کسی که بسیار با مردم معاشرت کند. اهل معاشرت و آمیزش.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که با مردم زیاد معاشرت کند : جوانی اجتماعی و معاشرتی است .

مترادف و متضاد

associable (صفت)
انس پذیر، قابل معاشرت، متجانس شدنی، معاشرتی، انطباق پذیر

social (صفت)
معاشرتی، اجتماعی، جمعیت دوست، دسته جمعی، تفریحی، انسی، وابسته بجامعه، وابسته به اجتماع، گروه دوست

کلمات مرتبط

  • خوش معاشرتی
  • معاشرت
  • معاشرت داشتن
  • معاشرت کردن
  • ایین معاشرت
  • بی معاشرت و بی امیزش
  • خوش معاشرت
  • عدم رعایت ایین معاشرت
  • علم اداب معاشرت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات