کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : مطنطن
تلفظ بین المللی :
/matnˈatan/
تلفظ :
[matn'atan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بیان مطنطن
مطنجنه
متنطنط
مطنجن
دیر ماندن
راز ماندن
زبون ماندن
ژله مانند
سته ماندن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
مطنطن. [ م ُ طَ طَ ] ( ع ص ) باطنطنه.( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به طنطنه شود.
فرهنگ فارسی
با طنطنه
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
great (صفت)فراوان، ماهر، بزرگ، کبیر، مهم، ابستن، عظیم، معتبر، عالی، مطنطن، بصیر، زیاد، خطیر، عالی مقام، متعال، هنگفت، تومندpompous (صفت)قلنبه، مطنطن، مشعشع، پرشکوهbombastic (صفت)قلنبه، گزاف، مطنطن، غلنبه، غلیظ...
کلمات مرتبط
بیان مطنطن
مطنجنه
متنطنط
مطنجن
دیر ماندن
راز ماندن
زبون ماندن
ژله مانند
سته ماندن
نظرات