معانی کلمه : مطمئن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. آرام و آسوده خاطر.
۲. [قدیمی] آرمیده، قرارگرفته.
۲. [قدیمی] آرمیده، قرارگرفته.
فرهنگ معین
(مُ مَ ئِ ) [ ع . ] (ص . ) ایمن ، آسوده .
فرهنگ فارسی
آرمیده، قرارگرفته، آرام و آسوده خاطر
۱ - ( اسم ) اطمینان دارنده آرام و قرار دارنده . ۲ - ( صفت ) آرام آسوده جمع : مطمئنین .
ماخوذ از تازی آرام و آسوده و راحت و راضی و خشنود و محفوظ و امن .
ماخوذ از تازی آرام و آسوده و راحت و راضی و خشنود و محفوظ و امن .
مترادف و متضاد
آرام، آسودهخاطر، ایمن، خاطرجمع، دلگرم، زاهل، قانع، معتمد، موثق، قابل اطمینان، موثوق، واثق ≠ نامطمئن
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
دلپر، استیگان
واژه نامه بختیاریکا
دِل نهادِه
