کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مطلوقه
تلفظ بین المللی :
/matlˈuːq1eː/
تلفظ :
[matl'u:q1e:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
سلطنت مطلقه
لعبت مطلقه
مخلوقه
مطلقه
مطوقه
حکومت مطلقه
دارای حکومت مطلقه و دیکتاتوری
دارای قدرت مطلقه
زن مطلقه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مطلوقه. [ م َ ق َ ] ( ع ص ) زن دردگرفته. ( بحر الجواهر ). زن مبتلاشده به درد زه. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). درد زه گرفته. ( مهذب الاسماء ). زن که دردش است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کلمات مرتبط
سلطنت مطلقه
لعبت مطلقه
مخلوقه
مطلقه
مطوقه
حکومت مطلقه
دارای حکومت مطلقه و دیکتاتوری
دارای قدرت مطلقه
زن مطلقه
نظرات