Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مطلوقه

تلفظ بین المللی : /matlˈuːq1eː/ تلفظ :‌ [matl'u:q1e:]
لغت نامه دهخدا
  • سلطنت مطلقه
  • لعبت مطلقه
  • مخلوقه
  • مطلقه
  • مطوقه
  • حکومت مطلقه
  • دارای حکومت مطلقه و دیکتاتوری
  • دارای قدرت مطلقه
  • زن مطلقه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مطلوقه. [ م َ ق َ ] ( ع ص ) زن دردگرفته. ( بحر الجواهر ). زن مبتلاشده به درد زه. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). درد زه گرفته. ( مهذب الاسماء ). زن که دردش است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

کلمات مرتبط

  • سلطنت مطلقه
  • لعبت مطلقه
  • مخلوقه
  • مطلقه
  • مطوقه
  • حکومت مطلقه
  • دارای حکومت مطلقه و دیکتاتوری
  • دارای قدرت مطلقه
  • زن مطلقه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات