معانی کلمه : مطلقا
لغت نامه دهخدا
شوم نیست در سایه ٔ هست مطلق
که در نیستی مطلقا میگریزم .
و رجوع به ماده ٔبعد شود.
فرهنگ معین
( مطلقاً ) (مُ لَ قَنú ) [ ع . ] ۱ - (ق . ) کاملاً، تماماً. ۲ - هرگز، ابداً.
فرهنگ فارسی
۱ - کاملا تماما کلا . ۲ - هرگز ابدا : مطلقا درین کار دخالت نمیکند .
مطلقا کاملا و تماما و جمیعا و بالکلیه و سراسر .
مطلقا کاملا و تماما و جمیعا و بالکلیه و سراسر .
مترادف و متضاد
utterly (قید)
کاملا، بکلی، جمعا، مطلقا
