Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مضیع

تلفظ بین المللی : /mˈaziʔ/ تلفظ :‌ [m'azi?]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • مضیعه
  • ردّ میعانی
  • رژیم مایع
  • رژیم مایع صاف شده
  • رژیم مایع کامل
  • زباله سوز با تزریق مایع
  • زبانۀ مضاعف
  • سَوانگاری مایعی
  • سَوانگاری مایعی کارا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مضیع. [ م ُ ] (ع ص ) رجل مضیع؛ مرد بسیارضیعه . (منتهی الارب ). مرد بسیارضیعه ؛ یعنی دارای آب و زمین بسیار. || کسی که ضایع میکند و تلف مینماید وآنکه بی بهره میکند و باطل میسازد. (ناظم الاطباء).

مضیع. [ م ُ ض َی ْ ی ِ ] (ع ص ) ضایع و هلاک کننده . (منتهی الارب ). ضایعکننده . (غیاث ) (آنندراج ). ضایعکننده و هلاک نماینده . (ناظم الاطباء). و رجوع به مضیاع شود. |...

فرهنگ عمید

ضایع کننده، تباه سازنده.

فرهنگ معین

(مُ ضَ یَّ ) [ ع . ] (اِمف . )ضایع کرده شده .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - ضایع کننده تباه سازنده . ۲- تلف کنند. وقت اهمال کار .

کلمات مرتبط

  • مضیعه
  • ردّ میعانی
  • رژیم مایع
  • رژیم مایع صاف شده
  • رژیم مایع کامل
  • زباله سوز با تزریق مایع
  • زبانۀ مضاعف
  • سَوانگاری مایعی
  • سَوانگاری مایعی کارا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات