Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مضعف

تلفظ بین المللی : /mˈazʔaf/ تلفظ :‌ [m'az?af]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • حدیث مضعف
  • مضعفه
  • المضعفون
  • زبانۀ مضاعف
  • انکسار مضاعف
  • طیلسان مزعفر
  • بارش خون مضاعف
  • متعفن
  • مزعف
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مضعف . [ م ُ ع َ ] (ع ص ) کور ونابینا. (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به مضعوف شود.

مضعف . [ م ُ ض َع ْ ع ِ ] (ع ص ) آن که ضعیف میشمارد و سست می پندارد. (ناظم الاطباء).

مضعف . [ م ُ ض َع ْ ع َ ] (ع ص ) ناتوان . || دوتاه . || مضاعف و متزاید. (ناظم الاطباء).

مضعف . [ م ُ ع ِ / ع ...

فرهنگ عمید

ضعیف کننده، سست کننده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - ناتوان کننده ضعیف سازنده ۲- نسبت دهند. حدیث بضعیف .
کور و نابینا

کلمات مرتبط

  • حدیث مضعف
  • مضعفه
  • المضعفون
  • زبانۀ مضاعف
  • انکسار مضاعف
  • طیلسان مزعفر
  • بارش خون مضاعف
  • متعفن
  • مزعف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات